1859 بازدیدها 1 نظر

چند جمله عاشقانه فوق العاده زیبا

از در ژانویه 14, 2013
 

توی قصه ی دیوانه و سنگ و چاه…ما همون سنگی بودیم که تو انداختی توی چاه و هیشکی نمیتونه دیگه درمون بیاره!

هیچ قانونی توی دنیا وجود نداره که بگه تو در مقابل دلِ تنگِ ما مسئولی!…میبینی؟!…من که میگم دنیا رو بد ساختن!ش

این خط هایی که روز به روز به پیشونی ما اضافه یا پررنگ تر میشن روتحویل نمیگرم…فقط ترسم از اینه که بیایی و خدایی نکرده فکر کنی چقدر برات اخم دارم!

تو نمی‌آیی  اما هنوز
باران می‌آید
پس می‌توان هنوز
امید داشت به این زندگی!

جنگ خونینی برپاست
درد زوزه می‌کشد
مرگ نعره می‌زند
من فقط نظاره می‌کنم
از میان این کلمات
آن‌هایی که زنده می‌مانند و پیروز می‌شوند
با تنی خسته و زخمی
عاشقانه‌ای می‌شوند برای تو

شاید
خدا را شکر!
که کودکی‌ام تو نداشت
تا بتوان گاهی
پناه برد
به خاطرات کودکی
از دست تو!

نظرات
 
پاسخ دهید »

 

شما باید وارد شوید تا بتوانید نظر خودتون ثبت کنید.